| سئوال 1: پول مثلي است يا قيمي؟
جواب: مثلي است به اين معني كه چنانچه يك اسكناس هزار توماني را از ديگري تلف نمائيد ضامن يك اسكناس هزار توماني هستيد. (ر.ک جامع المسائل آيت الله فاضل لنکراني، ج1، س1031 ) سئوال 2: خريد و فروش چك و سفته چه حكمي دارد؟ جواب: بعضي از مراجع مانند مرحوم امام ـ رحمه الله ـ و مقام معظم رهبري فروش به صاحب چك را به نقد كمتر جايز ميدانند اما فروش به شخص ثالث را اجازه نميدهند بعضي از مراجع ديگر فروش به شخص ثالث را هم اجازه ميفرمايند بنابراين مرجع تقليد خود را معين نمائيد تا مطابق نظر ايشان پاسخ داده شد. |
ادامه مطلب
سوال:
1 ـ
آيا قاعده «البينه علي المدعي و اليمين علي من انكر» مخصوص دعاوي حقوقي و
مدني است يادر امور كيفري هم جاري مي گردد؟
2 ـ
در صورت مثبت بودن جواب اگر متهم از قسم نكول كرد تكليف چيست ؟ کد: 1/545
پاسخ:
قاعده
«البينه علي المدعي و اليمين علي من انكر» قاعده فراگيري است كه متخذ از
روايات است . امام باقر(ع ) مي فرمايد: «كان رسول ا (ص ) يحكم بين الناس بالبينات و الايمان »1
اين قاعده در كليه دعاوي كيفري وحقوقي جاري است با اين تفاوت كه در دعاوي
حقوقي بينه با مدعي و قسم با منكر است ولي در دعاوي كيفري و دما در صورتي كه
: 1 ـ براي مدعي بينه نباشد. 2 ـ براي قاضي لوث محقق شود. 3 ـ مدعي عليه بينه
بربرائت خود نداشته باشد، مدعي اقدام به اجراي قسامه مي كند و دعوي او ثابت
مي شود و اگر او حاضر به اجراي قسامه نشد و تقاضاي قسم از مدعي عليه نمود مدعي
عليه اجراي قسامه مي كند و رأي به برائت او داده مي شود.
لازم
به ذكر است كه در مورد حدود و تعزيرات شرعي سوگند جايگاهي ندارد.
از آنچه
ذكر شد پاسخ سؤال دوم نيز روشن گرديد كه در دعاوي كيفري اگر ظن براي قاضي
حاصل نشد،مانند دعاوي حقوقي قسم با مدعي عليه است و اگر او از اداي سوگند خودداري
نمود قاضي مي تواند باشرايطي قسم را به مدعي برگرداند كه اصطلاحا آن را يمين
مردوده گويند.
ادامه مطلب
1-آيا انجام تحقيق براي پيدا كردن بهترين ژن انساني (از نظر جسمي و ويژگيهاي فكري و ذهني و همچنين قابليت آن در عدم ابتلاء به بيماري از بيماري ها) و انحصار نسل آينده بشري در اين ژن (براي داشتن جامعهاي با انسانهايي ممتاز از نظر جسمي و فكري و ... ) جايز است؟
2- در صورتي كه با آزمايش طبي مشخص شود با ازدواج دو نفر فرزندي ناقصالخلقه (يا مجنون يا كور و كر يا ...) به دنيا ميآيد، ازدواج آن دو با هم از نظر شرعي چه حكمي دارد؟ (چه تصميم به نداشتن اولاد بگيرند و چه مصمم به داشتن اولاد باشند.)
3- الف: اگر فرزندي بعد از مرگ شوهر با نطفهاي كه از او تجميد شده به دنيا آمد آيا از پدر ارث ميبرد؟
ب: آيا بعد از مرگ شوهر علقه زوجيت قطع ميشود؟
ج: آيا بين انعقاد نطفه در ايام عده وفات يا بعد از آن فرقي هست؟
ادامه مطلب
با توجه به اينكه ديه در ماههاي حرام و مكه معظمه تغليظ ميگردد بفرماييد:
الف. آيا حكم تغليظ ديه مختص به جاني است يا در مواردي كه ديه از بيتالمال پرداخت ميشود نيز تغليظ ميگردد؟
ب. در موارد پرداخت ديه توسط عاقله حكم چيست؟
ج. آيا ميتوان گفت تغليظ ديه يك نوع تشديد مجازات است و تشديد مجازات بايد مختص به فرد جاني باشد نه عاقله و بيتالمال؟ (1)
جواب:
آيت الله محمد تقي بهجت:
الحاق مكه به ماههاي حرام احوط است و آنچه در سؤال آمده فرق نميكند و ديه تغليظ ميشود، والله العالم.
آيت الله محمد فاضل لنكراني:
از ادلّه استفاده ميشود كه ديه در اشهر حرم تغليظ ميشود و فرقي نميكند كه چه كسي ديه را بپردازد.
ب. تغليظ ميشود.
ج. خير.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي :
ادامه مطلب
سؤال:
پدري بر اثر تصادف ( بياحتياطي در رانندگي ) مرتكب قتل فرزند خود شده است و ورثه مقتول منحصر به پدر و مادر او ميباشند. مادر مقتول چه ميزان از ديه را ميتواند از قاتل ( پدر طفل ) مطالبه كند؟ (1)
جواب:
آيت الله سيد علي سيستاني:
اگر پدر مقصر بوده ، تمام ديه را بايد به مادر بدهد.
آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني:
در فرض سؤال تمام ديه به مادر تعلق ميگيرد والله العالم.
آيت الله محمد فاضل لنكراني:
در فرض سؤال مادر تمام ديه را استحقاق دارد.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي:
هرگاه وارث ميّت فقط پدر و مادر او باشند از جمله ديه سه قسمت ميشود دو قسمت آنرا پدر و يك قسمت آنرا مادر ميبرد ولي اگر ميّت دو برادر يا چهار خواهر، يا يك برادر و دو خواهر داشته باشد كه همة آنها پدر و مادري باشند فقط ( يعني پدر آنان با پدر ميّت يكي باشد ) مادر شش يك را ميبرد و بقيه به پدر ميرسد.
آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي:
مادر تمام ديه را ميتواند از قاتل بگيرد.
آيت الله حسين نوري همداني:
در فرض مسئله، مادر ميتواند تمام ديه را از قاتل مطالبه نمايد.
پينوشت:
گنجينة آراي فقهي – قضايي ،مركز تحقيقات فقهي قوه قضاييه ، سؤال 199.
سؤال:
چنانچه درجرايم عليه اموال، اصل اتهام ثابت شود ( مثلاً اصل سرقت يا كلاهبرداري يا خيانت در امانت اثبات گردد) ، ولي در ميزان مال برده شده بين شاكي و متهم اختلاف باشد ، به طور مثال شاكي مدعي برداشت يك ميليون تومان به وسيلة متهم است و متهم مدعي برداشت پانصد هزارتومان باشد؛ قول كدام يك مقدم است و رفع خصومت چگونه خواهدبود؟ (1)
جواب:
آيت الله محمد تقي بهجت:
قول متهم كه منكر زيادتي است مقدّم است با يمين مگر مدّعي اقامة بيّنه كند.
آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني:
در فرض سؤال، شخصي كه مدعي زياده است اگر بيّنه داشته باشد قولش پذيرفته است و الّا قول منكر زياده با قسم پذيرفته است والله العالم.
آيت الله محمد فاضل لنكراني:
در فرض سؤال، قول متهم با قسم قبول است مگر اينكه شاكي بيّنه اقامه كند بر مبلغ بيشتر.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي:
قول متهم مقدم است مگر اينكه دليلي بر قول شاكي پيدا شود.
آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي:
نسبت به مازاد بر مقدار مورد قبول طرفين، قول متهم كه منكر سرقت مازاد است با قسم مقدم ميشود مگر آنكه مازاد با دليل ثابت شود.
منبع:
گنجينة آراي فقهي – قضايي ،مركز تحقيقات فقهي قوه قضاييه ، سؤال 183.
الف. در مواردي كه به دليل ضرورت، تشخيص هويّت ميّت مجهولالهويّه، قطع انگشتان تجويز ميشود، آيا ديه نيز ثابت است يا خير؟
ب. در صورت ثبوت ديه، مقدار آن چه اندازه و بر عهدة كيست؟
ج. در صورت ثبوت ديه بر مباشر قطع آيا او ميتواند ذمة خود را بريء كرده و آن را بر عهدة كساني كه خواستار تشخيص هويّت ميّت هستند يا بيتالمال بگذارد؟
د. در صورت ثبوت ديه، نحوة مصرف آن چگونه است؟ (1)
جواب:
آيت الله محمد تقي بهجت:
الف. بلي
ادامه مطلب
با توجه به اين كه بر طبق مباني فقهي نفقه اقارب دين نيست و نفقه گذشته اقارب قابل مطالبه نيست، در صورتي كه ذيحق براي مطالبه نفقه به دادگاه مراجعه كرده و دادخواست بدهد و رسيدگي به دعوي و صدور حكم مدتي طول بكشد اگر در اين مدت حاكم اجازه استدانه به متقاضي نداده باشد
آيا در زمان صدور حكم، متقاضي مستحق نفقه حد فاصل بين دادخواست تا صدور حكم ميباشد يا به عنوان نفقه گذشته مستحق نميباشد؟
همچنين در صورتي كه از زمان صدور حكم به انفاق تا زمان اجراي آن مدٌتي طول بكشد آيا از زمان صدور بايد محاسبه شود يا ملاك زمان اجرا است و نفقه حد فاصل زمان صدور حكم تا اجراي حكم، نفقه گذشته محسوب ميشود؟
ضمناً همانگونه كه مستحضر هستيد در گذشته به دليل اين كه معمولا ً فاصله زماني قابل توجهي بين زمان درخواست و رجوع به حاكم تا صدور حكم وجود نداشته در كتب فقهي به اين فرع متعرض نشدهاند.
ادامه مطلب
اگر عاقله كبير و قادر به پرداخت ديه بوده ولي از پرداخت ديه خودداري مينمايد آيا ميتوان از طريق دادگاه ديه را از مال او برداشت نمود؟
آيت الله العظمي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
در صورت وجوب بر عاقله اگر مال دارد و نميدهد ميتوان ولو به وسيله دادگاه از او گرفت و اگر مالي ندارد از خود جاني گرفته ميشود .
در صورت مصلحت به سؤالات ذيل پاسخ فرمائيد:
1 ميتوان آن را از بيت المال پرداخت نمود.
3. در صورت استنكاف از پرداخت ديه آيا عاقله را ميتوان حبس كرد يا خير؟
آيا ديه دين است يا مجازات؟
آيا عاقله را بعنوان متهم ميتوان دستگير و قرار براي او صادر كرد تا از فرار او جلوگيري شود يا خير؟
آيت الله العظمي سيد علي سيستاني
1. در بعضي از موارد اين چنين است مانند ديه قتل شبيه به عمد كه بامرگ قاتل و نداشتن تركه بمقدار كافي از نزديكانش ( الاقرب فالاقرب )استيفا ميشود و چنانچه ممكن نباشد از بيت المال ادا ميگردد، و همچنين در ديه قتل خطأ محض كه با عجز عاقله و عدم كفايت تركه قاتل از بيت المال ادا ميشود .
ادامه مطلب
آيت الله العظمي محمد تقي بهجت
در مقدار ديه ملاحظه وحدت يا تعدد صدق جائفه ميشود كه اظهر در مثل دخول آلت جرح از يك طرف و خروج از طرف ديگر تعدد جائفه است مثل ادخال آلت در اعضاي باطنه كه آشكار شده باشد مثل كبد و اما در هزينه درمان مثل ساير موارد است كه قائل به ضمان در آن بشويم يا نه.
ادامه مطلب
الف. آيا قيد به طور پنهاني يا خفية در تعريف سرقت اخذ شده است يا در تعريف سرقت حدي؟ به عبارت ديگر اگر سارق به صورت علني و آشكار كالايي را بربايد، آيا باوجود ساير شرايط حد جاري ميگردد؟
ب. آيا اختلاس سرقت محسوب ميشود؟
ج. آيا مراد از قيد سرقت به طور پنهان كدام يك از حالات زير است؟
1. كسي او را نبيند؟
2. پنهان از ديد مالك باشد؟
3.پنهان از ديد مردم باشد؟
4. عدم رضايت يا عدم اطلاع مالك باشد؟
ادامه مطلب
1. مرحوم حاج ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل؛ چاپ مؤسسه آلالبيت عليهمالسلام لاحياء التراث، چاپ اول، قم، 1407، ج 18، ص 366 و 367، به نقل از الخصال، ص 562 ـ و امالي صدوق، ص 146.
ادامه مطلب
استفتاء شماره 61180 از دفتر مقام معظم رهبری
احتراما به عرض عالی میرساند اخاصی که در ادارات دولتی یا نهادها یاکارخانه استخدام میشوند پس از فوت آنان مبلغی به عنوان سنوات خدمت به متوفی پرداخت میشود سوال این است که آیا مبلغ پرداخت شده عنوان ماترک رادارد که مثل ارث تقسیم شود یا اینکه طبق ماده86و87 قانون استخدام کشوری بین وراث تقسیم شود وهم چنین غرامت ناشی از فوت
جواب
انچه که از طرف ادارات به افرادداده میشود اگر متوفی توافقی با اداره دارد باید طبق آن عمل شود والا اگراداره قوانین ومقرراتی معین نموده همان ملاک عمل میباشد ودر غیر این صورت طبق قانون ارث به ورثه متوفی میرسد
* الف. زن وشوهري مدت 52 سال زندگي مشترك داشته اند و صاحب اولاد نشدهاند زوج فوت نموده و حال زوجه ادعا دارد كه در زمان حيات از ايشان مطالبه اجاره زمين مزروعي شخصي خود را نموده و شوهر نپرداخته، آيا ميتواند از ورثه مطالبه نمايد؟
ب. زوجه فوق بعد از سه سال شوهر داري بخاطر بچه دار نشدن سه جريب زمين خود به شوهر صلح نموده است آيا بعد از فوت ايشان شرعا اين زمين به زوجه عودت داده ميشود يا خير؟ در صورتيكه زمين مذكور به زوجه تعلق بگيرد اجاره بها دارد يا خير؟
ج. آيا طلب زوجه قبل از تقسيم به ورثه برداشته شود يا بعد از تقسيم بهورثه؟
آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني
الف. فرض سوال از مصاديق ادعاي بر ميت است كه نياز به بينه وقسم مدعي در نزد حاكم شرع جامع الشرائط دارد. والله العالم.
ب. با فرض تحقق صلح صحيح شرعي ملك مذكور از ما ترك زوج محسوب ميشود. والله العالم.
ج. كليه ديون ميت كه از جمله آن طلب زوجه است، قبل از تقسيم تركه بايد ادا شود.
منبع:گنجینه آرای فقهی-قضاییه. اداره کل آموزش روحانیونقم
* درباره قاعده درء بفرمائيد:
الف. آيا اين قاعده به باب حدود اختصاص دارد يا شامل ابواب قصاص ديات و تعزيرات نيز ميشود؟
ب. معيار در عدم اجراي حد چيست؟ (شك در حليت توهم جواز عمل صرف ظن به اباحه - ولو غير معتبر - يا عدم علم به حرمت؟)
ج. محل عروض شبهه در قاعده درء كيست؟ قاضي، مرتكب عمل يا هر دو؟
د. آيا شبهات موضوعيه، حكميه، شبهه عمد و غير عمد، اكراه، اجبار، نسيان و... مشمول اين قاعده ميشود؟
ه. در فرض شمول شبهات حكميه، آيا بين جاهل قاصر و مقصر تفاوتي وجود دارد؟
آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني
الف . ظاهراً قاعده مذكوره به باب حدود اختصاص دارد و شمول آن نسبت به باب تعزيرات نيز بعيد نيست والله العالم.
ب . ظاهر عبارات بعض فقها عدم علم به حرمت است و اگر تؤام با توهم جواز و يا ظن به جواز اعم از ظن مطلق يا معتبر باشد به طريق اولي قاعده جاري است والله العالم.
ج . قاضي است والله العالم .
د . ظاهراً ميشود والله العالم.
ه. بر حسب بعض تعاريف تفاوتي نيست والله العالم.
آيت الله العظمي محمد فاضل لنكراني
الف. ظاهراً قاعده مربوط به حدود است و شامل غير حد الهي از حقوق الناس نميشود .
ب . معيار ظن به اباحه فعل ميباشد اعم از علم يا اطمينان عرفي .
ج . اگر مرتكب عمل ظن به اباحه فعل داشته باشد حد جاري نميشود و علم يا عدم علم قاضي تأخيري در حكم ندارد .
د . بلي تمام اين موارد را شامل ميشود .
ه . خير فرقي نيست . بلي اگر احتمال وجود حكم شرعي را ميداده است و در عين حال اعتنا نكرده است حد جاري ميشود .
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي
الف. شامل قصاص و تعزيرات نيز ميشود.
ب. دليل ثبوت حد يا قصاص بايد حد اقل حجيت نباشد بلكه دليل هر چند ظني باشد دليل محكمي محسوب شود به طوري كه صدق شبهه عرفاً به آن نكند.
ج . معيار تشخيص قاضي است.
د. قاعده درء شامل تمام اين موارد ميشود.
ه. تفاوتي وجود ندارد. هميشه موفق باشيد.
آيت الله العظمي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
الف . در هر مورد نميتوان اجراء كرد و نميتوان تعميم داد.
ب. الحدود تدرء بالشبهات بحث مفصلي دارد به كتابهاي مفصل فقهي از جمله به فقه الحدود مراجعه شود.
منبع:گنجینه آرای فقهی-قضاییه. اداره کل آموزش روحانیونقم
* جراحتي كه به درون انسان وارد شود بر اساس نوع عضو آسيب ديده در داخل بدن، متفاوت است در حالي كه ديه در تمام موارد آن در حد جائفه و يكسان است (به طور مثال جائفهاي كه منجر به پارگي روده ميشود با جائفهاي كه تنها منجر به پارگي پرده صفاق و چادرينه (امنتوم) ميشود از نظر سير درمان و هزينهها و نقص عضو به هيچ وجه يكسان نيستند لكن ديه آنها يكي است.) آيا ميتوان در حكم تفاوتي قائل شد؟
آيت الله العظمي محمد تقي بهجت
در مقدار ديه ملاحظه وحدت يا تعدد صدق جائفه ميشود كه اظهر در مثل دخول آلت جرح از يك طرف و خروج از طرف ديگر تعدد جائفه است مثل ادخال آلت در اعضاي باطنه كه آشكار شده باشد مثل كبد و اما در هزينه درمان مثل ساير موارد است كه قائل به ضمان در آن بشويم يا نه.
آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني
در فرض سؤال جراحات وارده بر بدن همه يكسان نيستند و با هم تفاوت دارند و انظار هم نسبت به آنها مختلف ميشود و در مقام تعيين ديه استيعاب تمام اين تفاصيل غالباً ميسر نيست و امكان اجرائي ندارد و لذا به همان موارد بيان شده و مصاديق آن اكتفا ميشود والله العالم.
آيت الله العظمي محمد فاضل لنكراني
در مواردي كه ديه مقدره دارد شرعاً همان مقدار را ضامن است و اين امور و تفاوت هزينه درمان باعث وجوب چيزي زائد بر ديه مقدره نميباشد.
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي
در اينگونه موارد كه علاوه بر ديه ايجاد يك جراحت جائفه اگر به اعضاي دروني مانند رودهها صدمه وارد ميكند نسبت به آن مقدار اضافه بايد ارش داده شود. هميشه موفق باشيد.
آيت الله العظمي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
به نظر اينجانب، مخارج متعارف معالجه چنانچه مازاد بر ديه باشد، به عهده جارح است.
آيت الله العظمي حسين نوري همداني
در ديه يكسان هستند، ولي علاوه بر ديه هزينه درمان نيز بايد پرداخت شود.
منبع:گنجینه آرای فقهی-قضاییه. اداره کل آموزش روحانیونقم
* در فرضي كه شخص متهم به وارد كردن جنايت با ايراد ضربه واحد،موجب چندين نقص و جنايت در مجنيعليه شده باشد و موضوع از موارد لوث تشخيص داده شود، بفرماييد:
الف. آيا براي اثبات و انتساب هريك از جنايات به متهم، مجنيعليه بايد جداگانه و تا حد نصاب مورد نظر آن جنايت سوگند ياد كند يا اينكه يك قسامه براي ايراد صدمه هاي متعدد كافي است؟
ب. آيا در فرض فوق بايد موردي كه بيشترين ديه را دارد ملاك عمل قرار داد و مجنيعليه تا حد نصاب آن سوگند ياد كند تا دعواي وي براي تمام موارد اثبات شود؟
آيت الله العظمي محمد تقي بهجت
الف. اگر وحدت ضربه و انتساب همه جراحات به آن ثابت است و جاني معلوم نيست يك قسامه كافي است.
ب. بلي اگر يك قسامه اجرا مي كند.
آيت الله العظمي سيد علي سيستاني
الف. هر جنايت كه ادعا شده بايد اقامه قسامه بر آن بشود و اگر به طوركلي قسامه بر ايراد جنايات متعدد اقامه كند مجزي نيست يعني جنايت خاصه ثابت نميشود تا ديه آن را بدهد آري لازم نيست در هر يك از افراد جنايت قسامه خاصي باشد يا آنكه بر هريك از جنايات به طور جداگانه قسم بخورند بلكه كافي است مثلاً هريك قسم بخورند در هر بار بايد انواع جنايات را ذكر كند.
ب. خير، بايد بر هريك از موارد جداگانه قسم بخورد. 6ربيعالثاني 1425هـ.ق
n
آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني
الف. در فرض سؤال چنانچه هر حالف مقسمبههاي متعدد را ذكر كند سپس يك قسم براي آنها بخورد كفايتش بعيد نيست.
ب. موردي كه عدد قسمها بيشتر است بايد به مقدار لازم قسم تكرار شود واللهالعالم.11ربيعالثاني 1425هـ.ق
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي
الف. هر كدام قسامه جداگانه ميخواهد.
ب. از جواب بالا معلوم شد. هميشه موفق باشيد.
آيت الله العظمي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
در مفروض سؤال كه صدمات با ضربه واحد است به نظر اينجانب بالاترين ديه اخذ ميشود و اگر مهمترها مساوي باشند، ديه يكي از آنها اخذ ميشود و لذا قسامه هم بر اسناد بالاترين صدمه يا يكي از مساويها به متهم، اقامه ميشود.
n
آيت الله العظمي حسين نوري همداني
الف. در فرض مسأله يك قسامه كافي است.
ب. از جواب قبل روشن شد.
منبع:گنجینه ارای فقهی-قضایی(معاونت آموزش روحانیون وتدوین متون فقهی)
سوال
الف: جراحات وارد شده بر کف دست ویا شکستگی استخوانهای کف دست" دیه مقدر دارد یا ارش؟
ب. هرگاه تردید کنیم که استخوان شکسته شده جزء استخوان کف دست است یا خود دست در این صورت آیاموضوعا میتوان آن را به یکی از آن دو ملحق دانست ودر صورت عدم الحاق حکم دیه یا ارش این استخوان مورد تردید چیست؟ ح
آیت الله العضمی محمد تقی بهجت
الف:ارش دارد
ب احتیاطا اگر بعض زراع باشد ملحق به زراع است ویا مصالحه به ارش کنند واگر ملحق نباشد ارش دارد
1385/1/29
آیت الله العضمی مکارم شیرازی
الف.استخوان کف دست چهل دینار وجراحات وارده بر کف دست احکام جراح را دارد
ب در چنین موردی بهترین راه مصالحه است
1384/10/11
ایت العضمی نوری همدانی
الف. در فرض سوال ارش دارد
ب در فرض سوال ارش دارد
منبع:نشریه تخصصی پیام آموزش.ج.25ص.120
1384/8/18

